تبلیغات
تفسیر سوره الرحمن
جمعه 14 اسفند 1388

خوش آمدید

   نوشته شده توسط: گروه کهکشانی    

دبیرستان نمونه دولتی عفاف شهرستان سنقر

کلاس دوم تجربی

دبیر مربوطه : سرکار خانم اسلامی

اعضاء گروه :

سحر هژبری

مریم مظهری

هانیه نیک خواه

هانیه حدیدی

کوثر غیاثی

مهسا محمدی

 


جمعه 14 اسفند 1388

سیمای سوره مبارکه الرحمن

   نوشته شده توسط: گروه کهکشانی    

سیمای سوره مبارکه الرحمن :

 

این سوره هفتاد و هشت آیه دارد و در مدینه نازل شده است.

نام سوره بر گرفته از آیه اول است و «الرّحمن» هم چون «الله» از نام ها و صفات مخصوص خداوند می باشد.

امام کاظم(ع) فرمود: هر چیزی عروسی دارد و عروس قرآن، سوره الرّحمن است.

در این سوره، آیه "فبایّ آلاء ربّکما تکذّبان" سی و سه مرتبه تکرار شده که بیشترین تکرار در کل قرآن است. جالب آن که این آیه تکراری، هم انسان را مورد خطاب قرار داده و هم جنیان را، که کدام یک از نعمت های بی شمار الهی را تکذیب می کنید؟

در سوره قبل، هشدار تکرار شده بود "عذابی و نذر"، در این سوره نعمت ها تکرار می شود "فبایّ آلاء ربّکما...".

سوره قبل با قیامت شروع و با قدرت الهی تمام شد "اقتربت الساعة... ملیک مقتدر"، ولی این سوره با رحمت شروع و با اکرام الهی پایان می پذیرد "الرّحمن... ذی الجلال و الاکرام".

تفسیر:

 

خداوند، رحمان است "الرّحمن". پیامبرش، مایه رحمت است "و ما ارسلناک الاّ رحمة للعالمین". قرآنش نیز رحمت است "هدیً و رحمة للمؤمنین".

"رحمن" نام مخصوص خداوند است که 169 بار در قرآن آمده و 114 مرتبه در هر "بسم الله" تکرار شده است.

در مواردی از قرآن، کلمه "الرّحمن" به جای "الله" به کار رفته است:

"قالوا اتّخذ الله الواحد" ؛ "قالوا اتّخذ الرّحمن ولدا" .

"اتاکم عذاب الله" ؛ "یَمسّک عذاب من الرّحمن".

"قل ادعوا الله او ادعوا الرّحمن".

حضرت علی(ع) می فرماید: "لا تجعلنّ ذرب لسانک علی من انطقک و بلاغة قولک علی من سدّدک" تندی و تیزی زبانت را برای کسی که تو را سخن گفتن تعلیم داده قرار مده و بلاغت و زیبایی کلامت را به رخ کسی که گفتار تو را قاعده مند و زیبا کرده، مکش.

"حُسبان" بر وزن "غُفران"، مصدر به معنای "حساب" است. خورشید و ماه حساب دارند. حجم آنها، وزن و جرم آنها، حرکات گوناگون، مدار حرکت، فاصله آنها نسبت به یکدیگر و نسبت به کرات دیگر، مقدار حرکت و مقدار تاثیر آنها بر روی یکدیگر، همه و همه حساب دارد و حساب آنها به قدری دقیق است که دانشمندان، زمان دقیق ماه گرفتگی، خورشید گرفتگی و تحویل سال نو را از مدت ها پیش اندازه گیری و پیش بینی می کنند.

"نجم" هر روییدنی است که ساقه ندارد و "شجر" روییدنی است که ساقه دارد. مراد از "نجم" در این آیه به قرینه "شجر"، گیاه است، نه ستاره آسمان.

منظور از سجده گیاه و درخت در این آیه، خضوع تکوینی آنها در برابر فرامین الهی است که مسیری را که خدا برای آنها تعیین کرده، بی کم و کاست می پیمایند و تسلیم قوانین آفرینش اند.

قسط در میزان، آن است که نه زیاده خواهی شود نه خسارت و زیان.

بی توجهی به میزان و عدم رعایت انصاف و عدالت در حق مردم، انسان را به فسق و فجور می کشاند و فسق و فجور انسان را به تکذیب وا می دارد. در سوره مطففین می خوانیم: "ویل للمطفّفین" وای بر کم فروشان. سپس می فرماید: "اِنّ کتاب الفجّار..." و آنگاه "ویل یومئذ للمکذّبین" گویا لقمه حرام، مقدمه فجور و فجور مقدمه کفر و تکذیب می شود.

برای برقراری عدل و میزان، اسلام دستورات دقیق و مهمی دارد تا آنجا که در روایات امده است: اگر کفش قاضی تنگ است، نباید در آن هنگام قضاوت کند تا مبادا فشاری که به پای او وارد می شود در قضاوتش اثر بگذارد و او را به عجله و بد خلقی وادارد و از قضاوت بر حق منحرف کند!

"أنام" به معنای آفریده ها، اعم از جن و انس و همه موجودات روی زمین است. "فاکهة" به هر نوع میوه و "ریحان" به هر گیاه خوش بو گفته می شود. "اکمال" جمع "کِمّ" به معنای پوششی است که میوه را در بر می گیرد، همان گونه که "کُمّ" به معنای آستین است که دست را می پوشند و "کُمّه" بر وزن "قُبّه" به کلاهی گفته می شود که سر را می پوشاند. شاید مراد از "اکمام" در آیه" الیافی باشد که هم چون الیاف روی نارگیل، دور درخت خرما را فرا می گیرد.

"حَبّ" به معنای دانه و "عَصف" به معنای برگ ها و اجزایی است که از گیاه جدا می شود و لذا به کاه نیز "عصف" گفته می شود.

"آلاء" جمع "اِلَی" به معنای نعمت است.

در حدیث می خوانیم: کسی که سوره مبارکه الرحمن را می خواند، هر بار که به آیه "فبایّ آلاءِ ربّکما تکذّبان" می رسد بگوید: "لا بشیءٍ من آلائک ربّ اُکذّب" یعنی ای پروردگار من! هیچ یک از نعمت های تو را تکذیب نمی کنم.

"صلصال" به معنای گل خشکیده است، "فخّار" به معنای سفال (گل پخته شده) و "مارج" به معنای شعله است.


پنجشنبه 13 اسفند 1388

تفسیر آیات 1 الی 16

   نوشته شده توسط: گروه کهکشانی    

۞ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ۞

الرَّحْمَنُ (١) عَلَّمَ الْقُرْآنَ (٢) خَلَقَ الإنْسَانَ (٣) عَلَّمَهُ الْبَیَانَ (٤) الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ (٥) وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ (٦) وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ (٧) أَلا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ (٨) وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ (٩) وَالأرْضَ وَضَعَهَا لِلأنَامِ (١٠) فِیهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الأكْمَامِ (١١) وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّیْحَانُ (١٢) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (١٣) خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ (١٤) وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ (١٥) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (١٦)

 

 

 

. In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful

 

. 1. ((Allah)) Most Gracious! 2. it is He who has taught the Qur'an. 3. He has created man: 4. He has taught Him speech (and intelligence). 5. the sun and the moon follow courses (exactly) computed; 6. and the herbs and the trees - both (alike) bow In adoration. 7. and the firmament has He raised High, and He has set up the balance (of Justice), 8. In order that ye may not transgress (due) balance. 9. so establish weight with justice and fall not short In the balance. 10. it is He who has spread out the earth for (His) creatures: 11. therein is fruit and date-palms, producing spathes (enclosing dates); 12. also corn, with (its) leaves and stalk for fodder, and sweet-smelling plants. 13. then which of the favours of your Lord will ye deny? 14. He created man from sounding clay like unto pottery, 15. and He created Jinns from Fire free of smoke: 16. then which of the favours of your Lord will ye deny?

 

 

 

 

 

معنی آیات :

۞ به نام خداوند بخشنده مهربان ۞

1* خداوند رحمن. 2* قرآن را آموخت. 3* او انسان را آفرید. 4* به او بیان آموخت. 5* خورشید و ماه، حساب معینی دارند. 6* و گیاه و درخت برای او سجده می کنند. 7* و آسمان را بالا برد و میزان را مقرر کرد. 8* تا در میزان تجاوز نکنید. 9* و و زن را براساس عدل بر پا دارید و در ترازو کم نگذارید. 10* و زمین را برای زمینیان قرارا داد. 11* که در آن هر گونه میوه و خرمای غلافدار. 12* و دانه پوست دار و گیاه خوش بو است. 13* پس (ای جن و انس)، کدام نعمت پروردگارتان را انکار می کنید؟ 14* انسان را از گل خشکیده ای هم چون سفال آفرید. 15* و جن را از شعله آتشی بی دود آفرید. 16* پس کدام یک از نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟

 


سه شنبه 11 اسفند 1388

تفسیر آیات 17 تا 30

   نوشته شده توسط: گروه کهکشانی    

رَب المَْشرِقَینِ وَ رَب المَْغْرِبَینِ(17)فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(18)مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ(19)بَیْنهُمَا بَرْزَخٌ لا یَبْغِیَانِ(20)فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(21)یخْرُجُ مِنهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ(22)فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(23)وَ لَهُ الجَْوَارِ المُْنشئَات فى الْبَحْرِ كالاَعْلَمِ(24)فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(25)كلُّ مَنْ عَلَیهَا فَانٍ(26)وَ یَبْقَى وَجْهُ رَبِّك ذُو الجَْلَلِ وَ الاكْرَامِ(27)فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(28)یَسئَلُهُ مَن فى السمَوَتِ وَ الاَرْضِ كلَّ یَوْمٍ هُوَ فى شأْنٍ(29)فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(30)

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 19 صفحه 154

ترجمه آیات

و جن را از شعله اى از آتش خلق كرد (15).

پس اى جن و انس ! دیگر كدامیك از نعمت هاى پروردگارتان را كفران مى كنید؟ (16).

پروردگارى كه پروردگار دو مشرق و دو مغرب (تابستانى و زمستانى )(17).

پس اى جن و انس دیگر كدامیك از نعمت هاى پروردگارتان را كفران مى كنید؟ (18).

دو دریا (یكى شیرین در مخازن زیر زمینى و یكى شور در اقیانوس ها) را بهم متصل كرد (19).

و بین آن دو فاصله اى قرار داد تا به یكدیگر تجاوز نكنند (20).

پس اى جن و انس دیگر كدامیك از نعمت هاى پروردگارتان را تكذیب مى كنید؟ (21).

و از آن دو لولو و مرجان بیرون مى آید (22).

پس دیگر كدامیك از نعمت هاى پروردگارتان را تكذیب مى كنید؟ (23).

و براى او است كشتى هایى كه در دریا چون كوه پدید آمده (24).

دیگر كدامیك از نعمت هاى پروردگارتان را تكذیب مى كنید؟ (25).

هر چه بر گرده زمین است نابود مى شود (26).

تنها ذات پروردگارت باقى مى ماند، چون او داراى صفات جلال و جمال است (27).

پس دیگر كدامیك از نعمت هاى پروردگارتان را تكذیب مى كنید؟ (28).

همه كسانى كه در آسمان ها و زمینند از او در خواست مى كنند، و او روزه مشغول كارى نو است (29).

پس دیگر كدامیك از نعمت هاى پروردگارتان را تكذیب مى كنید (30).

 

 

بیان آیات

وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ

كلمه ((مارج )) به معناى زبانه خالص و بدون دود از آتش است

و بعضى گفته اند: به معناى زبانه آمیخته با سیاهى است .

 

و مراد از ((جان )) نیز مانند انس نوع جن است ، و اگر جن را مخلوق از آتش دانسته به اعتبار این است كه خلقت جن منتهى به آتش است.

و بعضى گفته اند: مراد از كلمه جان پدر جن است ، (همان طور كه گفتند: مراد از انس ، پدر انسان ها، آدم (علیه السلام ) است ).

مقصود از مشرقین و مغربین و معناى آیه : ((مرج البحرین یلتقیان ...))

رَب المَْشرِقَینِ وَ رَب المَْغْرِبَینِ

منظور از ((دو مشرق ))، مشرق تابستان و مشرق زمستان است ، كه به خاطر دو جا بودن آن دو چهار فصل پدید مى آید، و ارزاق روزى خواران انتظام مى پذیرد.

بعضى هم گفته اند: مراد از دو مشرق ، مشرق خورشید و مشرق ماه است ، و مراد از دو مغرب هم دو مغرب آن دو است .

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ بَیْنهُمَا بَرْزَخٌ لا یَبْغِیَانِ

كلمه ((مرج )) - با سكون راء - كه مصدر فعل ماضى ((مرج )) است به معناى مخلوط كردن و نیز به معناى رها و روانه كردن است ، هم موقعى كه مى خواهى به طرف بفهمانى كه فلانى فلان چیز را مخلوط كرد، مى گویى ((مرجه ))، و هم هنگامى كه مى خواهى بفهمانى فلان چیز را رها و یا روانه كرد، مى گویى ((مرجه ))، ولى در آیه مورد بحث معناى اول روشن تر به ذهن مى رسد و ظاهرا مراد از ((بحرین - دو دریا)) دریایى شیرین و گوارا، و دریایى شور و تلخ است ، هم چنان كه در جایى دیگر ازدو دریا یاد كرده فرموده : ((و ما یستوى البحران هذا عذب فرات سائغ شرابه و هذا ملح اجاج و من كل تاكلون لحما طریا و تستخرجون حلیه تلبسونها)).

و قابل قبول ترین تفسیرى كه درباره این دو آیه كرده اند این كه : مراد از دو دریا دو دریاى معین نیست ، بلكه دو نوع دریا است ، یكى شور كه قریب سه چهارم كره زمین را در خود فرو برده ،


دوشنبه 10 اسفند 1388

تفسیر آیات 31 الی 45

   نوشته شده توسط: گروه کهکشانی    

سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَیُّهَا الثَّقَلَانِ ﴿۳۱﴾

فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۲

یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ﴿۳۳

فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۴

یُرْسَلُ عَلَیْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ ﴿۳۵

فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۶

فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ﴿۳۷

فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۸

فَیَوْمَئِذٍ لَّا یُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ ﴿۳۹

فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۰

یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِی وَالْأَقْدَامِ ﴿۴۱

فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۲

هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی یُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿۴۳

یَطُوفُونَ بَیْنَهَا وَبَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ ﴿۴۴

فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۵

*31 *زود باشد ( از اشتغال به کارهای دنیا ) برای ( حساب و رسیدگی با عمال و کردار و جزاء و سزا ) شما فارغ شده و دست بکشیم ، ای دو گروه با قدرت و منزلت و پایه( عرب آنچه را قدرت و پایه باشد ثقل گوید ، چنانکه حضرت رسول « صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه »فرموده : اِنّی تارِکٌ فیکُمُ التَّقَلَََینَ : کِتابَ اللهِ وَ عِترَتی  « من دو چیز با قدرت و منزلت را در میان شما میگذارم ، آن کتاب خدا ( قرآن کریم ) و خویشاوندان من ( فاطمه و امیر المومنین و یازده فرزند آن بزرگوار ، عَلَیهِمُ السَّلامُ ) است »

*32*پس ( چون ثواب و پاداش دادن بمومنین و عذاب و شکنجه نمودن بکفّار نعمتهای بسیار را دربر دارد ، میفرمایند : ) بکدام نعمتهای پروردگارتان شما جّن و انس تکذیب میکنید ؟!

*33* ای گروه جّن و پری و انس و آدمی اگر می توانید از نواحی و کناره های آسمان و زمین بیرون روید( از عذاب و شکنجه ی من برهید ) پس بیرون روید ( از آن بگریزید ، ولیکن ) نمی توانید بیرون روید ( بگریزید ) مگر با قدرت و توانائی ( در حالیکه قدرت و نیروی گریختن ندارد )

*34* پس ( چون آگاه ساختن بندگان بقدرت نداشتن بر گریختن از عذاب سبب توجّه و روی آوردن بدرگاه خدای قادر و توانای بر هرچیزی است ، و روی آوردن بدرگاه خدای تعالی یکی از نعمت های بسیار بزرگ است ، میفرمایند : ) به کدام نعمتهای پروردگارتان شما جّن و انس تکذیب می کنید ؟!

*35* ( ای کناهکاران جّن و انس روز قیامت ) شعله و زبانه بی دود از آتش ( دوزخ ) و دود بی شعله و زبانه بر شما فرستاده می شود ( تا شما را به سوی دوزخ بکشد ) پس نتوانید یکدیگر را یاری کنید یاری نمود ( و عذاب را منع کرده و باز دارید )

*36* پس ( چون خبر دادن از عذاب های دوزخ سبب اجتناب و دوری گزیدن از کفر و گرویدن به خدا و رسول می شود ، و این یکی از نعمت های بسیار بزرگ است ، میفرماید : ) بکدام نعمتهای پروردگارتان شما جّن وانس تکذیب می نمائید ؟!

*37* پس ( روز رستاخیز ) هنگامی که آسمان شکافته  شود ، و ( از حرارت و گرمی دوزخ ) رنگ آن سرخ گردد مانند چرم سرخ ( ای بیننده ) چیز بزرگ ترسناکی را خواهی دید ( ناگفته نماند : جواب فَاِذا نشَقَّتِ السّماءُِ « هنگامی که آسمان شکافته  شود » که رَاَیتَ اَمرً اعَظیماً هائلاً «چیز بزرگ ترسناک را خواهی دید »  است حذف شده )

*38* پس به کدام نعمت های پروردگارتان شما جّن و انس تکذیب می کنید ؟!

*39* پس در آن روز ( هنگام زنده شدن و برخاستن از قبرها ) هیچ آدمی و پری از گناهانش پرسیده نمی شود ( که آیا فلان گاه را بجا آورده ای ؟ زیرا خدای تعالی بآن گناه داناتر است ، و لیکن هنگام حساب و رسیدگی بکارها برای استنطاق و بسخن آوردن آنان از روی تربیخ و سرزنش از ایشان پرسیده می شود : چرا فلان گناه را بجا آوردی ؟ چنانکه «س15 ی92» میفرماید فَورَبِّک َلَنَسئَلَنَّهُم اَجمَعینَ، و از حضرت رضا عَلَیهِ السَّلام ُرسیده که در تفسیر این آیه فرموده : کسیکه حقّ و درستی «خدا و رسول امام » را اعتقاد و باور داشته باشد ، پس گناه کند و در دنیا توبه ننماید در برزخ « عالم و جهان میان مرگ و قیامت » او را عذاب نموده و بکیفرش می رسانند ، و در قیامت می آید در حالیکه گناهی برای او نیست تا از آن سوال و پرسش شود )

*40*پس بکدام نعمت های پروردگارتان شما جّن وانس تکذیب می نمائید ؟!

*41*گناهکاران به ( علامت و نشانه ای که در ) چهره ایشان ( است مانند سیاهی رو ، و کبودی چشم ) شناخته می شوند ، پس آنان را بمویهای پیشانی و به پاها میگیرند ( و بدوزخ میافکنند )

*42* پس به کدام نعمت های پروردگارتان شما جّن و انس تکذیب می کنید ؟!

*43* ( پس از آن با ایشان گفته شود : ) این است آن دوزخی که گناهکاران ( در دنیا ) آن را تکذیب کرده و دروغ می دانستند

*44* میان آن دوزخ و میان آب گرمی که جوشان با صدا است گردش می کنند ( اینانرا به آتش دوزخ عذاب و شکنجه می نمایند ، و هنگام تشنگی آب گرم جوشان به ایشان می آشامانند )

*45* پس به کدام نعمتهای پروردگارتان شما جّن و انس تکذیب می نمائید ؟!

 


یکشنبه 9 اسفند 1388

تفسیر آیات 46 الی 55

   نوشته شده توسط: گروه کهکشانی    

وَ لِمَنْ خَاف مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ(46)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(47)

ذَوَاتَا أَفْنَانٍ(48)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(49)

فِیهِمَا عَیْنَانِ تجْرِیَانِ(50)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(51)

فِیهِمَا مِن كلِّ فَكِهَةٍ زَوْجَانِ(52)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(53)

مُتَّكِئِینَ عَلى فُرُشِ بَطائنهَا مِنْ إِستَبرَقٍ وَ جَنى الْجَنَّتَینِ دَانٍ(54)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(55)

________________________________________

تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 160

  ترجمه :

46 - و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ بهشت است .

47 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

48 - آن دو باغ بهشتى داراى انواع نعمتها و درختان پرطراوت است .

49 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

50 - در آنها دو چشمه ، دائما در جریان است .

51 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

52 - در آن دو از هر میوه اى دو نوع وجود دارد.

53 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

54 - این در حالى است كه آنها بر فرشهائى تكیه كرده اند كه آستر آنها از پارچه هاى ابریشمین است و میوه هاى رسیده آن دو باغ بهشتى در دسترس است .

55 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

 تفسیر:

این دو بهشت در انتظار خائفان است

در این آیات دوزخیان را به حال خود رها كرده ، به سراغ بهشتیان مى رود، و از نعمتهاى دلپذیر و بى نظیر و شوق انگیز بهشت قسمتهائى را بر مى شمرد، تا در مقایسه با كیفرهاى شدید و دردناك دوزخیان اهمیت هر كدام روشنتر گردد.

مى فرماید: براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ بهشت است (و لمن خاف مقام ربه جنتان ).

((خوف از مقام پروردگار)) یا به معنى خوف از مواقف قیامت و حضور در پیشگاه او براى حساب است ، و یا به معنى خوف از مقام علمى خدا و مراقبت دائمى او نسبت به همه انسانها است .


شنبه 8 اسفند 1388

تفسیر آیات 56 الی 61

   نوشته شده توسط: گروه کهکشانی    

فِیهِنَّ قَصِرَت الطرْفِ لَمْ یَطمِثهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانُّ(56)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(57)

كَأَنهُنَّ الْیَاقُوت وَ الْمَرْجَانُ(58)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(59)

هَلْ جَزَاءُ الاحْسنِ إِلا الاحْسنُ(60)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(61)

  ترجمه :

56 - در باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران عشق نمى ورزند و هیچ انس و جن قبلا با آنها تماس نگرفته است .

57 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

58 - آنها همچون یاقوت و مرجانند!

59 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

60 - آیا جزاى نیكى جز نیكى خواهد بود؟

61 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

________________________________________

تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 169

 تفسیر:

همسران زیباى بهشتى

در آیات گذشته پنج قسمت از مواهب و ویژگیهاى این دو باغ بهشتى عنوان شده بود، در اینجا به سراغ ششمین نعمت مى رویم ، و آن همسران پاك بهشتى است ، مى فرماید: ((در این قصرهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران خود چشم ندوخته ، و جز به آنها عشق نمى ورزند)) (فیهن قاصرات الطرف ).

((و هیچ انس و جن قبلا با آنها تماس نگرفته است )) (لم یطمثهن انس قبلهم و لا جان ).

بنابراین آنها دوشیزه اند، و دست نخورده ، و پاك از هر نظر.

از ((ابوذر)) نقل شده است كه ((همسر بهشتى به شوهرش مى گوید: سوگند به عزت پروردگارم كه در بهشت چیزى را بهتر از تو نمى یابم ، سپاس مخصوص خداوندى است كه مرا همسر تو، و تو را همسر من قرار داد)).

((طرف )) (بر وزن حرف ) به معنى پلك چشمها است ، و از آنجا كه به هنگام نگاه كردن پلكها به حركت در مى آید كنایه از نگاه كردن است ، بنابراین تعبیر به ((قاصرات الطرف )) اشاره به زنانى است كه نگاهى كوتاه دارند، یعنى فقط به همسرانشان عشق مى ورزند، و این یكى از بزرگترین امتیازات همسر است كه جز به همسرش نیندیشد و به غیر او علاقه نداشته باشد.


جمعه 7 اسفند 1388

تفسیر آیات 62 الی 69

   نوشته شده توسط: گروه کهکشانی    

وَ مِن دُونهِمَا جَنَّتَانِ(62)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(63)

مُدْهَامَّتَانِ(64)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(65)

فِیهِمَا عَیْنَانِ نَضاخَتَانِ(66)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(67)

فِیهِمَا فَكِهَةٌ وَ نخْلٌ وَ رُمَّانٌ(68)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(69)

  ترجمه :

62 - و پائین تر از آنها دو بهشت دیگر است .

63 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

64 - هر دو كاملا خرم و سرسبزند!

65 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

66 - در آنها دو چشمه در حال فوران است .

67 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

________________________________________

تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 175

68 - در آنها میوه هاى فراوان و درخت نخل و انار است .

69 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

 تفسیر:

دو بهشت دیگر بااوصاف شگفت آورش

در ادامه بحث گذشته كه پیرامون دو بهشت خائفان با ویژگیهاى والا سخن مى گفت در این آیات از دو بهشت سخن مى گوید كه در مرحله پائینترى و طبعا براى افرادى است كه در سطح پائینترى از ایمان و خوف از پروردگار قرار دارند، و به تعبیر دیگر هدف بیان وجود سلسله مراتب به تناسب ایمان و عمل صالح است .

نخست مى فرماید: ((و پائینتر از آنها دو بهشت دیگر است )) (و من دونهما جنتان ).

براى این جمله دو تفسیر ذكر كرده اند نخست همان كه در بالا گفتیم تفسیر دیگر اینكه : تعبیر ((من دونهما)) یعنى غیر از آن دو بهشت ، دو بهشت دیگر براى همان مؤ منان است كه به عنوان تنوع در میان این باغهاى بهشتى در گردشند، چرا كه طبع آدمى تنوع طلب است و از آن لذت مى برد.

ولى با توجه به لحن این آیات ، و همچنین روایاتى كه در تفسیر آن وارد شده تفسیر اول مناسبتر به نظر مى رسد.

در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام (صلى اللّه علیه و آله ) مى خوانیم كه در تفسیر این آیه فرمود: جنتان من فضة ، آنیتهما و ما فیهما، جنتان من ذهب آنیتهما و ما فیهما: ((دو بهشت كه بناى آنها و هر چه در آنها است از نقره است ، و دو بهشت است كه بناى آنها و هر چه در آنها است از طلا است )) (تعبیر به طلا و نقره ممكن است اشاره به تفاوت ارزش ‍ مواهب آنها باشد).


جمعه 7 اسفند 1388

تفسیر آیات 70 الی 78

   نوشته شده توسط: گروه کهکشانی    

فِیهِنَّ خَیرَتٌ حِسانٌ(70)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(71)

حُورٌ مَّقْصورَتٌ فى الخِْیَامِ(72)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(73)

لَمْ یَطمِثهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانُّ(74)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(75)

مُتَّكِئِینَ عَلى رَفْرَفٍ خُضرٍ وَ عَبْقَرِىٍ حِسانٍ(76)

فَبِأَى ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(77)

تَبَرَك اسمُ رَبِّك ذِى الجَْلَلِ وَ الاكْرَامِ(78)

  ترجمه :

70 - و در آن باغهاى بهشتى زنانى هستند نیكو خلق و زیبا.

71 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

72 - حوریانى كه در خیمه هاى بهشتى مستورند.

73 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

________________________________________

تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 182

74 - زنانى كه هیچ انس و جن قبلا با آنها تماس نگرفته (و دوشیزه اند).

75 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

76 - این در حالى است كه این بهشتیان بر تختهائى تكیه زده اند كه با بهترین و زیباترین پارچه هاى سبز رنگ پوشانده شده .

77 - پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنید؟

78 - پربركت و زوال ناپذیر است نام پروردگار صاحب جلال و جمال تو.

 تفسیر:

باز هم همسران بهشتى

در ادامه شرح نعمتهاى دو بهشتى كه در آیات سابق آمده است در این آیات نیز به قسمتهاى دیگر از این مواهب اشاره شده است .

نخست مى فرماید: ((در این دو بهشت نیز زنانى هستند نیكوخلق و زیبا)) (فیهن خیرات حسان ).

زنانى كه جمع میان ((حسن سیرت )) و ((حسن صورت )) كرده اند، چرا كه ((خیر)) غالبا در مورد صفات نیك و جمال معنوى به كار مى رود و ((حسن )) غالبا در زیبائى و جمال ظاهر.

در روایاتى كه در تفسیر این آیه وارد شده صفات نیك بسیارى براى همسران بهشتى شمرده شده كه مى تواند اشاره اى به صفات عالى زنان دنیا نیز باشد، و الگوئى براى همه زنان محسوب شود، از جمله خوش ‍ زبان بودن ، نظافت و پاكى ، آزار نرسانیدن ، نظرى به بیگانگان نداشتن و مانند آن .


پنجشنبه 6 اسفند 1388

گزیده ای از پیام های این آیات شریفه

   نوشته شده توسط: گروه کهکشانی    

گزیده ای از پیام های این آیات شریفه :

 

سنت خداوند در عذاب کافران هم فکر، یکسان است.

تهدید الهی را جدی بگیریم.

از تاریخ عبرت بگیرید.

هیچ عملی محو نمی شود.

ثبت اعمال، مایه دلگرمی متقین، دلهره مجرمان و باز دارنده انسان از کفر و گناه است.

گناهان صغیره، مقدمه گناهان کبیره اند.

اعمال ثبت شده در کتاب، منظم است.

محاکمه مردم در قیامت، براساس مدارک مکتوب است.

متقین، هم از نظر مادی کامیاب خواهند شد و هم از نظر معنوی.

خداوند، هم در قهر مقتدر است، هم در مهر.

خداوند، اولین معلم قرآن است.

شریعت، براساس رحمت است.

شبهات را باید پاسخ داد.

تعلیم قرآن به انسان، جلوه ای از رحمت الهی است.

معلمی، شأن خداوند است.

کار تعلیم و تعلم، باید براساس محبت و رحمت باشد.

قرآن، قابل درک و شناخت برای بشر است.

خلقت انسان، جلوه ای از رحمت الهی است.

انسان، در سایه فراگیری قرآن، به کمال خلقتش دست می یابد.

علم، برترین کمالی است که خداوند به انسان عطا کرده است.

زبان و لغت خاص مهم نیست، اصل قدرت بیان مهم است.

زبان، وسلیه بیان است، اصل بیان هدیه الهی است.

پدر و مادر، قوه سخن گفتن را که خداوند در نهاد هر نوزادی نهفته است، آشکار می کنند و به فعلیت می رسانند.

آفرینش انسان در میان دو تعلیم الهی قرار گرفته است.

قدرت بیان، جلوه ای از رحمت الهی است.

کسانی که توانایی سخن گفتن به چند زبان را دارند، هنر خود را از خدا بدانند.

علمی مورد ستایش است که بیان شود.

زمین و آسمان، تحت یک نظام، اداره می شوند.

گیاهان زمینی، حیات و رویش خود را مرهون خورشید و ماه آسمانی اند.

هستی، تسلیم نظام از پیش تعیین شده الهی است.

جایگاه آسمان و زمین تصادفی نیست. برافراشتگی آسمان و حجم و اندازه و فاصله ستارگان، حکیمانه و جلوه ای از رحمت الهی است.

عدالت مثل نماز است و باید آن را در جامعه به پا داشت.

میزان باید عادلانه باشد، مورد وزن هر چه می خواهد باشد.

نظام هستی بر پایه میزان است. زندگی ما نیز باید بر مدار میزان باشد.

عدل و میزان، هم در آسمان عامل ثبات و پایداری است، هم در زمین و هم در جامعه.

راه رسیدن به عدالت، عمل به قرآن است.

در کارها، نه افراط و نه تفریط.

تمام هستی یک مدبر دارد، نه آن گونه که بعضی مشرکان برای هر یک از آسمان زمین یک مدبر خاص می پنداشتند.

زمین برای کامیابی و بهره برداری همه موجودات زمینی و از جمله انسان است.

قرآن، ابتدا نعمت های معنوی و سپس نعمت های مادی را شمارش می کند.

میوه، نقش مهمی در تغذیه انسان دارد. بعد از آفرینش زمین، نام میوه آمده است.

در میان میوه ها، ارزش خرما از بقیه جداست.

پوسته و حتی غلاف دور نباتات، نعمت است.

بوی خوش گیاهان، یکی از نعمت های الهی است.

تکذیب آیات الهی، سرزنش را به دنبال دارد.

جن نیز مثل انسان، مسئول، مکلف و بهره مند از نعمت های زمین است.

خداوند نعمت ها را برای رشد و تربیت همه جانبه انسان و جن آفریده است.

نگاه به گذشته، سبب شکوفایی ایمان و تواضع بشر می گردد.